|
آری،دیوانگان تاریخ عاقلانند و عاقلان دیوانه!!
|
میدونی آدم بعضی وقتها از بعضی ها بعضی کارها رو توقع ندارد شاید اگر این کار رو هر کس دیگه با من میکرد اصلا ناراحت نمیشدم اما...
به هرحال نمیدونم چرا بغض کردم یک گوشه نشستم دلم گرفته میخوام بزنم زیر گریه!!یکی هم نیست اینجا بگه بچه پاشو برو....چون هیچکسی نیست که بخواد اصلا حرف بزنه!!
چیزی مثل حرفهایی که همواره پای تخته سیاه در مدرسه مینویسم در ذهنم است
fuck life
مرگ را با من بخوان
خسته ام
خسته تر از مرگ
از مرگ که روزی صد بار
روزی صد بار
با صدایی
سخت بیمار میخواند
اه،آه،آه